السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

468

سيره معصومان ( فارسي )

است ولى پس از مدتى او را از آن مقام بر كنار مىدارد . از اين رو استفاده از اين روش نيز مشكلى را حل نمىكرد . اگر على منشور ولايت معاويه را بر شام مىنوشت ، حتما معاويه آن را رد مىكرد و به على ( ع ) مىگفت : تو ، نخست بايد خلافت خود را اثبات كنى و از همدستى در قتل عثمان برائت جويى يا آنكه قاتلان وى را به ما تسليم كنى . بنابراين به كار بستن چنين روشى هيچ فايده‌اى در بر نداشت مگر توليت دادن به كسى كه على ( ع ) ولايت او را هرگز روا نمىشمرد . خلاصه آنكه استفاده از اين راه براى كسى مفيد بود كه مىخواست با معاويه سازش كند و از طريق مسالمت با او ، خلافت و امارت براى وى تثبيت شود و بعد هم به خاطر حفظ امارت و خلافت خود اين سازشكارى را ادامه دهد . همان گونه كه روش سياستمداران امروز و ديروز دنيا بر چنين پايه‌اى قرار دارد . زيرا آنان به خاطر حفظ حكومت و موقعيتهاى خود به سازشكارى و طرفدارى از ناحق مىپردازند . از اين‌رو كسى را كه سزاوار نكوهش است ، مىستايند و آن كس را كه شايستگى تمجيد دارد ، مذمت مىكنند و در راه حفظ حكومت و عدم اخلال در آن ، مرتكب كارهايى مىشوند كه خدا را خوش نمىآيد . اما امارت از نگاه على ( ع ) ، صاحب اين همه ارج و اعتبار نبود و خود آن حضرت نيز در سخنانش به ابن عباس ، بر اين نكته تصريح و تأكيد كرد . زمانى كه آن حضرت در جايى به نام ذى قار فرود آمد ، دربارهء نعلين ( پاره و فرسودهء ) خود به ابن عباس گفت كه اين نعلين در نزد او بهتر از امارت كردن بر ايشان است مگر آنكه در اين حكومت حقى اقامه شود يا باطلى از ميان رود . اگر كسى بگويد : اصل مدارا با اجراى اين پيشنهاد منافات نداشته بلكه رعايت اين اصل از اصول لازم در دين است . چنان كه شخص پيامبر ( ص ) نيز با « مؤلفة قلوبهم » از چنين روشى استفاده مىكرد و حتى خداوند هم براى آنان بهره و نصيبى از زكات قرار داده بود . در پاسخ او چنين مىگوييم : رعايت اصل مدارا تا جايى رواست كه مستلزم ارتكاب به حرام يا اخلال به اصول امر به معروف و نهى از منكر نباشد و روشى كه پيامبر ( ص ) با « مؤلفة قلوبهم » در پيش گرفت ، بسيار با اين عمل تفاوت داشت . نخستين خطبه‌اى كه على ( ع ) پس از خلافت ايراد كرد بنابر نقل طبرى از على بن حسين ( ع ) ، نخستين سخنرانى كه آن حضرت به هنگام خلافتش ايراد كرد ، آن بود كه پس از حمد و ستايش الهى فرمود : « همانا خداوند تعالى ، كتاب را به عنوان راهنمايى فرو فرستاد و در آن نيك و بد را بيان فرمود . پس نيكيها را فرا چنگ آريد و بديها را وانهيد . واجبات را به كار بنديد و آنها را به جاى آوريد تا شما را به بهشت رهنمون كند . خداوند آنچه را كه مضر است حرام كرد و چيزى را كه بىعيب و نقص بود حلال